دسته بندی: 

Sarah Dobbs نگاهی به روش‌های گوناگونی که پلتفرم‌ها تلاش می‌کنند با ترول‌ها به مبارزه برخیزند می‌اندازد

حالا دیگر نمی‌توان این موضوع را انکار کرد: امروز مشکلی عظیم در استفاده‌ی نادرست از اینترنت وجود دارد. البته این مشکل جدیدی نیست. تقریبا از زمان به وجود آمدن اینترنت به این طرف، به همان اندازه‌ای که از آن برای به اشتراک‌گذاری دانش یا پیدا کردن دوست استفاده کرده‌اند از آن برای انجام کارهای وحشتناک در حق دیگران بهره برده‌اند. آیا می‌توانید اولین باری که عبارت"کامنت‌ها را نخوانید" را شنیدید به یاد بیاورید؟ این احتمالا به سال‌ها قبل برمی‌گردد. حتی به بیش‌تر از یک دهه قبل. هرچند به نظر می‌رسد این مشکل اخیرا افرایش پیدا کرده است. این موضوع فقط به این مربوط نمی‌شود که مردم از روی عمد تلاش می‌کنند بحث‌هایی را به وجود آورند بلکه در عین حال افرادی هستند که عمدا تلاش می‌کنند زندگی دیگران را نابود کنند و فقط برای لذت و سرگرمی این کار را انجام می‌دهند. جدیدترین نمونه از این کار که به صدر اخبار هم رسید تهاجم توئیتری به لسلی جونز کمدین برمی‌گردد. زمانی که اعلام شد او در بازسازی فیلم Ghistbusters  به کارگردانی Paul Feig ایفای نقش می‌کند ترول‌ها به او حمله کردند و حملات این ترول‌ها در هفته‌ای که فیلم روی پرده آمد به اوج رسید. بحث درباره‌ی جزئیات انگیزه‌‌ی این کار در مجال این مقاله نمی‌گنجد اما کافی است اشاره کنیم که بخش اعظم این حملات نژادپرستانه صِرفا به واسطه‌ی هواداران نا امید بیل موری نبود.

ترور توئیتری

جونز در ابتدا به مقابله با این حملات پرداخت اما درنهایت شکست را قبول کرد و تا زمانی که مدیر ارشد اجرایی توئیتر، Jack Dorsey به التماس‌های او برای کمک عمکس‌العمل نشان داد برای مدتی حساب توئیتر خود را غیرفعال کرد. این سایت حساب‌های تعداد زیادی از ترول‌هایی که جونز های‌لایت کرده بود بست و اعلامیه‌ای منتشر کرد که تائید می‌نمود توئیتر رفتار تهاجمی را تحمل نمی‌کند و در مقابل چنین رفتاری موضع‌گیری خواهد کرد. جونز حساب توئیتر خود را دوباره راه‌اندازی کرد اما ترول‌ها از پای ننشستند و در آخر همان ماه هکرها به فایل‌های شخصی او دست پیدا کردند و  تعداد زیادی از عکس‌های خصوص و شخصی وی که برروی وب‌ سایتش قرار داشت در کنار عباراتی نژادپرستانه منتشر نمودند. البته حمله توئیتری به او متوقف نشده است. بازدید از حساب او با نام کاربری @lesdoggg برروی توئیتر حرف‌های کثیفی که هر روز دریافت می‌کند نشان می‌دهد و می‌تواند باعث شود تا شما اعتقاد به انسانیت را از دست بدهید. اگرچه او فقط یک مثال از این دست حملات است: سایر کاربران ممکن است به حجم تنفری که او دارد علاقه نشان ندهند اما هنوز هم چیزهای زیادی در این زمینه وجود دارد. روش‌های اطمینان‌بخشی برای غیر قابل خوانده شدن Twitter Mentions شما در مواقعی که در  بحث‌های سیاسی مشارکت می‌کنید (خصوصا اگر از هشتگ‌ها استفاده کنید) یا اگر زنی باشید که تقریبا درباره‌ی هر چیزی نظر می‌دهد وجود دارد اما حتی پرهیز از چنین چیزهایی الزاما تضمین نمی‌کند که یک روز خودتان را هدف حملات مشاهده نکنید.

البته فقط توئیتر نیست که چنین اتفاقاتی در آن رخ می‌دهد. هر جایی که مردم بتوانند با افرادی که نمی‌شناسند ارتباط برقرار کنند یک میدان مین بالقوه محسوب می‌شود،چه Instagram، Tumblr یا فقط بخش کامنت‌های سایت‌های خبری مورد علاقه‌تان باشد. علاوه بر این، به نظر نمی‌رسد کسی طرح‌های از پیش‌تعیین شده‌ای برای مقابله با این‌ اتفاقات داشته باشد. آیا در فضای آن‌لاین کارها فقط به همین ترتیب پیش می‌روند؟ آیا تنفرهای اینترنتی نهایتا باعث می‌شوند ما به طور کامل آف‌لاین شویم، یا قرار است روش‌هایی به شدت دقیق برای سانسور کردن خودمان برای پرهیز از خشم و نفرت دیگران در پیش بگیریم؟ بیایید نگاهی به استراتژی‌هایی که در حال حاضر برای از بین بردن این تهاجم‌ها وجود دارد بیندازیم.

گزارش‌ کردن یا Reporting

به نظر می‌رسد بیش‌تر سایت‌ها برای مهار این نوع تهاجم‌ها از یک روال استاندارد مشابه استفاده می‌کنند: نوعی دکمه report نصب می‌کنند، کاربران را تشویق می‌کنند کاربرانی که مطالب نامناسب پُست می‌کنند report نمایند و سپس با دریافت چنین گزارش‌هایی از افرادی برای بازبینی آن‌ها استفاده می‌نمایند. در نگاه اول، به نظر می‌رسد این روش باید جواب دهد، این‌طور نیست؟ اگر ما درباره‌ی یک مُشت آدمی که به طور اتفاقی چیزهای بدی پُست می‌کنند حرف می‌زدیم این احتمالا دُرُست بود، اما در عمل این روش شکست می‌خورد. خیلی بد. مثال لسلی جونز، یکی از دلایل آن را نشان می‌دهد: اتکا به کاربران برای گزارش دادن این رفتارهای ناشایست،که خوب، کاربران به نوبه‌ی خود باید رفتار ناشایست را گزارش دهند.در حالی که برخی از سیستم‌ها، مثل پلتفرم کامنت‌گذاری Disqus، شامل دکمه‌هایی برای flag کردن کامنت‌ها بدون نیاز به بارگزاری صفحه‌ی دیگری هستند، بقیه‌ی سایت‌ها reporting را به فرآیندی دشوار تبدیل می‌کنند. به عنوان مثال Instagram، قبل از این که بتوانید پُست‌های یک کاربر خاص را گزارش کنید شما را مجبور می‌کند برروی پروفایل فردی که کامنت گذاشته کلیک کنید. توئیتر از این منظر بهتر عمل می‌کند و حالا می‌توانید برروی یک منوی پائین‌افتادنی از یک توئیت تهاجمی برای فشردن دکمه‌ی Report استفاده نمائید. یک منوی پائین‌افتادنی از شما سوال می‌کند چرا می‌خواهید آن را گزارش کنید، به چه شکلی تهاجمی است، و آیا شما یا فرد دیگری هدف این حمله بوده‌اید. سپس لیستی از سایر توئیت‌های اخیر آن کاربر را نشان می‌دهد و اگر سایر توئیت‌ها نیز به شکلی مشابه تهاجمی باشند می‌توانید تا حداکثر 5 توئیت را به گزارش خود اضافه کنید. درنهایت، گزینه‌ی mute یا block آن حساب را در اختیار شما می‌گذارد و بدین ترتیب شما دیگر حرف‌های ناشایست را از طریق آن حساب مشاهده نخواهید کرد. اگر این کار را فقط برای یک بار انجام ‌دهید فرآیند ساده‌ای است که باید تمام اطلاعاتی که تیم توئیتر برای تصمیم‌گیری درباره‌ی حذف آن حساب نیاز دارند برای‌شان فراهم نماید. اما اگر مجبور باشید این کار را 20 مرتبه انجام دهید چه می‌شود؟ این به کاری خسته‌کننده و دشوار بدل می‌گردد. و اگر مجبور باشید به طور دائم صدها یا هزاران توئیت فحاش و تند و تیز را گزارش کنید چه خواهد شد؟ این به یک مانع غیر قابل تصور بدل می‌شود.

یک مشکل دیگر هم وجود دارد و این،یکی از اصلی‌ترین اهداف ترول یعنی ساکت کردن افرادی که دوست ندارند محسوب می‌شود. سیستم‌های گزارش‌دهی که برروی سایت‌هایی مثل توئیتر، فیس‌بوک و Instagram و سایر سایت‌ها وجود دارد به ترول‌ها اجازه می‌دهد وقت آن سرویس را هدر دهند، و حتی می‌توانند منجر به تعلیق موقتی حساب‌های عادی و قانونی هم بشود. با در نظر گرفتن این مسائل، واریاسیون‌های نسبتا متنوعی از مکانیزم گزارش رفتار خشونت‌آمیز وجود دارد و با وجود افزایش روزافزون و بیش از پیش پُست‌های تهاجمی آن‌لاین، کاملا روشن است که این سیستم‌ها کار نمی‌کنند. بنابراین چه کارهای دیگری می‌تواند انجام گیرد؟

اسامی واقعی

سوال اصلی که در این‌جا وجود دارد احتمالا به این برمی‌گردد که چه چیزی در فضای آن‌لاین وجود دارد که به مردم اجازه می‌دهد حرف‌های وحشتناکی به دیگران بگویند که هرگز آن‌ها را رو در رو به آن فرد بیان نمی‌کنند؟ طی سال‌ها، محققان تلاش کرده‌اند بفهمند چه چیزی در اینترنت وجود دارد که چنین فضای باروری از بد طینتی ایجاد می‌کند و نتیجه‌گیری که در بین اکثر این تحقیقات مشترک است به ناشناس بودن اشاره می‌کند. وقتی شما آن‌لاین هستید کسی نمی‌تواند بفهمد واقعا چه کسی هستید. شما می‌توانید در عرض چند ثانیه چندین حساب توئیتری ناشناس ایجاد کنید و سپس به نظر می‌‌رسد می‌توانید بدون ترس از تبعات آن، هر چیزی که دل‌تان می‌خواهد به دیگران بگوئید. بنابراین آیا ارتباط دادن هویت آن‌لاین با هویت آف‌لاین افراد می‌تواند به برطرف کردن این مشکل کمک کند؟ خوب،شاید. پلتفرم‌های متعددی قبلا چنین روشی را امتحان کرده‌اند. کامنت‌های YouTube قبلا یکی از بدترین کابوس‌های ترول بودند اما براساس دستور و خواست صاحب آن یعنی Google، شما حالا نیاز دارید از حساب Google خود برای کامنت استفاده کنید. برای بسیاری از ما، حساب Google هویت آن‌لاین اصلی‌مان به شمار می‌رود و در سایت‌ها و سرویس‌های متعددی از آن استفاده می‌کنیم، بنابراین در مقایسه با یک sign-up بی‌اهمیت و سریع برروی سایر سرویس‌ها مطمئن‌تر است و در مقایسه با برخی از اسامی کاربری دیگر واقعی‌تر جلوه می‌کند. این روزها، YouTube به اندازه‌ی گذشته بد نیست، بنابراین شاید این روش جواب دهد.

البته این سیستم کامل و عالی نیست. فقط باید به فیس‌بوک نگاهی بیندازید تا این موضوع را متوجه شوید. آیا تا به حال درگیر بحثی با یکی از دوستان‌تان برروی فیس‌بوک شده‌اید و از این که دُرُست در مقابل چشمان سایر دوستان و اعضای خانواده تا چه حد نیش‌دار و گزنده هستند متعجب نشده‌اید؟ بله، من هم در چنین شرایطی قرار گرفته‌‌ام. سایت‌هایی که از لاگ‌این‌های فیس‌بوک برای کامنت‌ها استفاده می‌کنند در مقایسه با سایت‌هایی که از سایر لاگ‌این‌ها بهره می‌گیرند متمدن‌تر نیستند، بنابراین کاملا روشن است که برخی از افراد از ورود با اسامی واقعی خود برای فحاشی به دیگران ترسی به خود راه نمی‌دهند. علاوه بر این، فیس‌بوک نیز نشان داده است که مجبور کردن مردم برای استفاده از هویت‌های واقعی آن‌لاین به شدت دشوار بوده است و اگر برای این کار تلاش کنید خیلی‌ها از آن سر باز می‌زنند و دلایل بسیار خوبی هم دارند. ممکن است در استفاده از اسم واقعی‌تان مشکلی نداشته باشید اما اگر زیر سایه‌ی ترس زندگی کنید تمایلی به این کار نخواهید داشت. یا اگر در کشور دیگری زندگی کنید که حرف‌هایی که به شکل آن‌لاین بیان می‌کنید در زندگی واقعی شما را با مشکل و دردسر روبرو می‌کنند چه می‌شود؟ درنتیجه ممکن است به یک ID آن‌لاین دیگر احتیاج پیدا کنید، حتی اگر همه‌ی کاری که انجام می‌دهید انتقادی مختصر از دولت‌تان باشد. شما احتمالا می‌توانید به دلایل دیگری که ممکن است بقیه نخواهند اسم‌ واقعی‌شان به شکل آن‌لاین منتشر شود نیز فکر کنید.

اگرچه به نظر می‌رسد توئیتر به ارتباط بین نانشناس ماندن و هتاکی به دیگران اندیشیده باشد. توئیتر اخیرا فرآیند تائید اعتبار خود را تغییر داده است. قبلا،هیچ راهی برای اِعمال "تیک آبی" که نشان می‌دهد شما دقیقا همان کسی هستید که ادعا می‌کنید وجود نداشت، و همه‌ی کاری که می‌توانستید انجام دهید این بود که منتظر بمانید تا تیم توئیتر به این نتیجه برسند که شما ارزش کسب چنین افتخاری را دارید. حالا، می‌توانید این کار را انجام دهید. البته این هنوز هم برای همه نیست-برای این که بتوانید این تیک آبی را دریافت کنید باید تا حدودی مشهور و معروف باشید- اما امروز در مقایسه با گذشته افراد بیش‌تری آن را دریافت می‌کنند. هرچند، اگر تائید شوید، می‌توانید توئیت‌هایی که مشاهده می‌کنید فیلتر نموده و بنابراین فقط توئیت‌های کسانی که آن‌ها نیز تائید شده‌اند مشاهده خواهید کرد. بدیهی است که در این‌جا هم مشکلاتی وجود دارد، اما این یک ویژگی است که حداقل می‌تواند ترول کردن آدم‌های مشهور و مهم را کاهش دهد.

ابزار جدید

حالا که درباره‌ی افراد مشهور صحبت می‌کنیم باید اشاره کنیم یکی دیگر از هدف‌های فوق مشهور برای هتاکی،خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی تیلور سوئیفت بود. کاربران Instagram شروع به پُست کردن کامنت‌هایی نمودند که چیزی به جز یک مُشت شکلک نبود.هواداران واقعی او شاهد دفن شدن کامنت‌های‌شان در زیر این شکلک‌ها بودند. سپس، به شکلی اسرارآمیز، آن کامنت‌ها محو شدند. Instagram توضیح نداد واقعا چه اتفاقی افتاده است اما اعلام کرد ابزار جدید خود برای سر و کله زدن با این نوع توهین‌ها را آزمایش کرده و برخی از کاربران به پیش‌نمایش این ابزار دسترسی پیدا کرده‌اند تا قبل از این که در دسترس همه‌ی کربران قرار گیرد آزمایش شود. توئیتر نیز اعلام کرده است در حال کار برروی چیزی برای کمک به فیلتر کردن توهین‌ها و تهاجم‌ها است. این ابزار فیلترینگ لااقل به مدت یک سال مراحل توسعه را طی کرده‌اند و از طریق شناسایی کلیدواژه‌های خاص و فیلتر کردن توئیت‌هایی که دربردارنده‌ی این کلمات هستند کار می‌کنند. آگاهی از این که ابزاری در حال توسعه هستند که ممکن است به پاک‌سازی سَمتِ تاریک اینترنت کمک کنند باید اطمینان‌بخش باشد. تا همین چند وقت پیش شما چیزهای غریبی در جعبه‌ی دریافت ای‌میل خود مشاهده می‌کردید اما تامین‌کننده‌های ای‌میل حالا کمابیش مشکل اسپم را تحت کنترل قرار داده‌اند-این‌ نوع ای‌میل‌ها هنوز هم ارسال می‌شوند اما شما آن‌ها را فقط زمانی که مشغول پاک کردن ای‌میل‌های اسپم هستید می‌بینید. آیا یک سیستم مشابه می‌تواند برای سیستم‌های کامنت‌گذاری هم کار کند؟ در این‌جا هم این تنها بخشی از یک راه‌حل به شمار می‌رود. وب‌سایت‌های متعدد-شامل صفحات فیس‌بوک- لیست‌هایی از کلمات ممنوعه دارند که باعث حذف شدن اتوماتیک پُست‌ها می‌شود. یافتن راه‌حلی برای این نوع فیلترها زمان زیادی را به خود اختصاص نداده، اگرچه همیشه کلمات نیستند که دردسر ایجاد می‌کنند. بیش‌تر افرادی که باعث عذاب جونز شده بودند از تصاویر استفاده کرده بودند که فیلتر کردن‌شان دشوارتر است. ممکن است تعداد زیادی از کلمات مشکل‌ساز در سایر زمینه‌ها نیز مورد استفاده قرار گیرند و ممنوعیت کامل آن‌ها می‌تواند مشکلات دیگری ایجاد کند. راه‌حل توئیتر نیاز دارد که چیزی بسیار هوشمندانه‌تر از صِرف یک فیلتر برای کلمات باشد. این سیستم برای ایجاد تفاوت‌ بین لحن و لهجه‌ی اینترنت و پیام‌هایی که برای ترساندن و تهدید گیرنده‌ی پیام مورد استفاده قرار می‌گیرد فوق هوشمند باشد.

دیگر چه؟

بنابراین چگونه می‌توانیم اینترنت را از بی‌مصرف شدن برای هر کسی که رویای آزار هر روزه‌ی دیگران را در سر نمی‌پرورد باز داریم؟ خوب، نرم‌افزار ضد ترول می‌تواند کمک کند. همچنین،راهنماهای روشن‌تر از سوی وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی درخصوص این که چه چیزی دقیقا قابل قبول و چه چیزی قابل قبول نیست و بیان تبعات آن که با عزم و تصمیم برای تقویت قوانین همراهی می‌شود کمک خواهد کرد. به جز این، روشن است که راه‌حل مشکل ترول آن‌لاین جهانی بسیار پیچیده‌تر از نرم‌افزار ضدگستاخی است. در حالی که اینترنت اذیت کردن مردم را آسان‌تر می‌کند-هم به علت ناشناس بودن و هم به علت این که پلتفرم‌هایی نظیر Twitter بیش از همیشه ما را در دسترس افراد بسیار بیش‌تری قرار می‌دهد-چیزی که با آن سر و کار داریم فقط یک مشکل اینترنتی نیست. شاید زمانی که کلمات آن‌لاین و آف‌لاین از هم جدا بودند مشکلی وجود نداشت اما حالا روشن است که آن‌ها به شدت به هم نزدیک هستند. به عنوان یک فرهنگ،ما نمی‌توانیم مشکل صِرفا "اینترنت" را تحمل کرده و آن را نادیده بگیریم. این نباید شبیه چنین چیزی باشد اما مردم نیاز دارند بدانند که رفتار آن‌لاین آن‌ها تبعات و پیامدهایی دارد،دُرُست مثل اتفاقی که در جهان واقعی رخ می‌دهد. ما تا اندازه‌ای نیاز داریم رفتار خودمان و آدم‌های اطراف‌مان را مورد بررسی قرار دهیم و از خودمان سوال کنیم آیا این رفتار واقعا دُرُست است یا نه. ما باید یکدیگر را در این معادله به حساب بیاوریم و اجازه ندهیم این رفتارهای بی‌ملاحظه پیروز شوند. این پاسخ ساده‌ای نیست،زیرا هرگز پاسخ ساده‌ای وجود نداشته است؛اما اگر تلاش نکنیم ممکن است ما نیز تسلیم شویم.

Twitter, Facebook, Instagram و بقیه‌ باید برای محافظت از تمام کاربران‌شان(و نه فقط افراد مشهور) سخت تلاش کنند اما در عین حال،ما نیز باید برای محافظت از یکدیگر بهتر عمل کنیم.

چه چیزی باعث شکل‌گیری هتاکی و رفتار ناشایست می‌شود؟

خط فاصل بین یک بحث داغ-که موافقان و مخالفانی دارد-با آزار و اذیت قانون‌شکنانه کجا است؟ براساس اعلام فیس‌بوک و توئیتر،این موضوع بسیار دشواری است و اخیرا بسیاری از افراد پس از این که حرف‌های کثیف و نامناسبی را گزارش کرده‌اند از این که به آن‌ها گفته شده آن پُست‌ها مشکلی نداشته‌اند دچار دلزدگی شده‌اند. عمیق شدن در راهنماها و قوانین این دو جامعه‌ی آن‌لاین بزرگ نشان می‌دهد که هر دو سایت در مورد این که چه چیزی دقیقا قابل قبول و غیرقابل قبول است دچار ابهام هستند. بخش کمک توئیتر می‌گوید"همه‌ی ما چیزهایی را برروی اینترنت دیده‌ایم که با آن مخالف هستیم یا ارتباط‌های ناخواسته‌ای دریافت کرده‌ایم. چنین رفتاری الزاما نشان‌گر بدرفتاری آن‌لاین نیست". این صفحه در ادامه توضیح می‌دهد افرادی که نمی‌خواهید با آن‌ها تعامل کنید unfollow نمائید یا اگر آن‌ها جزو دوستان‌تان هستند رو در روی آن‌ها بنشینید و درباره‌ی موضوع حرف بزنید. به نظر می‌رسد این راهنماها را معلم قدیمی ما نوشته است اما این صفحه درنهایت می‌گوید"اگر @replies ناخواسته،هدف‌مند و ادامه‌دار را برروی توئیتر دریافت و حس کردید این‌ها آزار و اذیت آن‌لاین هستند این رفتار را به توئیتر گزارش کنید". شما می‌توانید برای کسب اطلاعات بیش‌تر به support.twitter.com/articles/15794 مراجعه کنید. فیس‌بوک در زمینه‌ی رفتاری که نمی‌تواند با آن کنار بیاید اندکی روشن‌تر عمل می‌کند:"ما آزار و اذیت و ایجاد وحشت در دیگران را برنمی‌تابیم. ما به شما اجازه می‌دهیم به شکلی آزادانه درباره‌ی موضوع‌های مختلف و افرادی که مورد توجه عموم هستند صحبت کنید اما محتوایی که به نظر برسد به شکلی هدف‌مند حریم خصوصی افراد را به منظور پائین آوردن شأن اجتماعی یا توهین به آن‌ها مورد تعرض قرار می‌دهد حذف خواهیم کرد. این نوع محتوا شامل موارد زیر می‌شود اما به همین چند مورد محدود نمی‌گردد:

  • صفحاتی که هدف‌شان آزار دیگران است.
  • تصاویری که به شکلی تغییر داده شده‌اند تا باعث کسر شأن افراد شوند.
  • عکس‌ها یا ویدئوهایی که نشان‌گر آزار و اذیت فیزیکی هستند تا باعث وحشت قربانی شوند.
  • به اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی به منظور باج گرفتن یا آزار و اذیت دیگران.
  • ارسال مکرر و دائم درخواست‌های دوستی یا پیام‌های متعدد.

در این‌جا هم می‌توانید برای کسب اطلاعات بیش‌تر به www.facebook.com/communitystandards مراجعه کنید. بدون این که بخواهیم وارد جزئیات شویم، مسلما مواردی وجود دارد که مردم، گروه‌هایی که عکس‌هایی به منظور تحقیر یا ترساندن دیگران پُست می‌کنند گزارش می‌نمایند و فیس‌بوک تصمیم گرفته است که این‌ها قابل اعتراض نیستند. بنابراین شاید هنوز هم باید کارهای بیش‌تری در این زمینه صورت پذیرد. به شکلی غیرمنتظره، پلتفرمی که به روشن‌ترین و مشخص‌ترین شکل ممکن راهنماهایی برای چگونگی هدایت رفتار کاربران منتشر می‌کند Flickr است. در بین راهنماهای موجود، شما با متن زیر روبرو می‌شوید:"ناراحتی‌ها،پرخاش‌گری‌ها یا ملالت‌های خود را به دیگران منتقل نکنید.Flickr جایی نیست که سایرین را آزار دهید،باعث وحشت‌شان شوید،برای آن‌ها اسپم بفرستید یا به آن‌ها هتاکی کنید. اگر ما شکایتی معتبر درباره‌ی رفتار شما دریافت کنیم،هشداری برای‌تان ارسال می‌کنیم یا حساب‌تان را حذف می‌نمائیم.چندش‌آور نباشید.این جور آدم‌ها را می‌شناسید.پس مثل آن‌ها نباشید." شما می‌توانید این مطلب را به طور کامل در www.flickr.com/help/guidelines مطالعه کنید.

 

افزودن دیدگاه جدید