دسته بندی: 

موبایل‌ها به چنان بخشی اساسی از زندگی ما بدل شده‌اند که حتی اهمیتی به نوتیفیکیشن‌های متعددی که برروی آن‌ها دریافت می‌کنیم نمی‌دهیم. ما در این‌جا توضیح می‌دهیم که گوشی‌های هوشمند چگونه ما را در آینده نیز درگیر نگه خواهند داشت.

تلفن‌های موبایل دیوایس‌هایی هستند که همه چیز را در یک دیوایس گرد می‌آورند و به شکل جهانی مورد پذیرش واقع شده‌اند و بنابراین سرمایه‌گذاری برروی اپلیکیشن‌های موبایل توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد. با در نظر گرفتن سرمایه‌گذاری‌های عظیمی که برروی آن انجام می‌گیرد و با توجه به تنوع و گوناگونی موجود در این حوزه، ما در عین حال با پیشنهادهای مشابه یا حتی یکسانی که تقریبا همه‌‌ی آن‌ها ارائه می‌کنند متوجه یک نبرد به شدت سنگین برای به دست آوردن سهام بازار می‌شویم.

  • این نشان‌دهنده‌ی چه چیزی است؟ آیا پول کافی وجود دارد اما ایده‌های کافی موجود نیست؟
  • وقتی ایده‌های کافی وجود ندارد، پس چرا ما سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟ آیا این بدان علت است که پذیرنده‌های کافی وجود دارد؟
  • پذیرنده‌ها به دنبال چه چیزی هستند؟ متقاعد کردن و رسیدن به تجربه‌ی بهتر؟

وقتی به ارائه‌ی این‌ها در مدت زمانی ادامه‌دار فکر کنیم، سوال مربوط به حفظ سطوح رضایت‌مندی ما را به عقب برمی‌گرداند-تکنولوژی رضایت‌مندی بسیار زیادی برای زندگی نوع بشر به ارمغان آورده است. در حالی که این موضوع دُرُست است، نمی‌توانیم این واقعیت که تکنولوژی نژاد انسان را از ریشه‌هایش دور کرده است انکار کنیم. این که به مشتری بگوئیم باور کند به چیزی نیاز دارد که واقعا نیازی به آن ندارد و با پیشنهادهای اپلیکیشن‌های رقابتی تجارت الکترونیکی او را وسوسه کنیم آن‌ها را مجبور می‌کند بیش از حد نیاز خود بخرند. اپلیکیشن‌های تاکسی با نرخ‌های رقابتی خود کاری کرده‌اند تا فراموش کنیم واقعا می‌توانیم تا مقصد مورد نظرمان پیاده‌روی کنیم. امروز حتی برای تمرکز و تمدد اعصاب، موسیقی مدیتیشن را از یک اپلیکیشن موبایل راه‌اندازی می‌کنیم و موبایل‌مان را کنارمان قرار می‌دهیم و در عین حال با نوتیفیکیشن‌های متعدد اپلیکیشن‌ها باعث مزاحمت خودمان می‌شویم. همه‌ی این‌ها چیزهایی را عرضه می‌کنند که ما "می‌خواهیم" و زمانی که از منظر سطحی به آن نگاه کنیم چیزهایی هستند که به آن نیاز داریم. وقتی عمیق‌تر شویم، ممکن است از این متعجب شوید که ما به سادگی مجبور شده‌ایم باور کنیم این‌ها الزامات و نیازهای عصر مدرن هستند. در چنین سناریویی، یک توسعه‌دهنده‌‌ی اپلیکیشن باید به برخی از سوالات اساسی پاسخ دهد:

  • ما چگونه سرمایه‌گذاری‌ها را به منظور ارائه چیزی که واقعا مورد نیاز است هدایت و کانالیزه می‌کنیم؟
  • چگونه به نیازهای واقعی و نه نیازهایی که به واسطه‌‌ی پیامد فشارها ایجاد کرده‌ایم می‌پردازیم؟
  • آیا یک دیوایس می‌تواند به قلب نوع بشر وارد شود و نیازهای واقعی آن‌ها را درک کند؟

وقتی هسته‌ی آن‌ها را بشکافیم، پاسخ به این سوال‌های اساسی ساده به نظر می‌رسد- برای ارائه‌ی چیزی که واقعا به آن نیاز داریم باید بر هر شخص "منفرد" تمرکز کرد نه بر یک "گروه جمعیتی". برای پرداختن به نیازهای واقعی، باید از نیازهای سطحی فراتر رفت و به عمق و کُنه وجود هر فرد نفوذ کرد. و مهم‌تر از این‌ها، برای دست‌یابی به انسجام عمیق یک "نیاز واقعی"، باید تحلیل مدل رفتاری را درک کرد، آن را ارتقا داد و پیاده‌سازی کرد. با چنین دیدگاهی است که درک اپلیکیشن موبایل در گذشته و در زمان حاضر برای مشخص کردن این که آینده‌ی آن چگونه خواهد بود حیاتی و ضروری می‌نماید.

گذشته

همه‌‌ی اپلیکیشن‌هایی که در Play Store یا Apple Store صف کشیده‌اند براساس ایده‌های مشخصی ساخته شده‌اند. این ایده‌ها از هدف پرداختن به یک مشکل و فراهم نمودن راحتی در جهت حل آن مشکل نشات گرفته‌اند. آن‌ها مشکلات گوناگونی مثل به دنبال اتوبوس دویدن یا رزرو اتاق در یک هتل یا میزی در یک رستوارن را حل کرده‌اند. آن‌ها به چه مشکلات و چه مسائلی پرداخته‌اند؟ اغلب این اپلیکیشن‌ها حالا به یوتیلیتی روزانه بدل شده‌اند. به عنوان مثال، چندین اپلیکیشن برای حل مشکل چک کردن نرخ خطوط هوایی گوناگون و خرید بلیط هواپیما عرضه شدند. این اپلیکیشن‌ها نمی‌توانستند به چیزی بیش‌ از این فکر کنند. خوب، آیا نیازی داریم به فراتر از این وظیفه برویم؟

زمان حاضر

اپلیکیشن‌های موبایل توانمندی‌های خود را توسعه می‌‌دهند و به تحلیل رفتار یک گروه جمعیتی خاص و رندر کردن تجربیات آن‌ها به سطح بعدی می‌روند. وقتی از چنین روشی استفاده می‌شود، ما به رفتار به شکل "محض" می‌نگریم نه به عنوان خروجی افکار خاص. اگر ثبت و خرید یک بلیط را در نظر بگیریم این اپلیکشین‌ها فرض می‌کنند که مردم فقط به دنبال نرخ‌ بلیط، تاریخ و زمان پرواز هستند- و بنابراین بر همین اساس گزینه‌هایی را به آن‌ها پیشنهاد می‌کنند. آن‌ها در عین حال براساس مقداری مطالعه برروی رفتار و انتظارات یک گروه جمعیتی که قرار است از این اپلیکیشن‌ها استفاده کنند ساخته می‌شوند. رفتارهایی که روی آن‌ها مطالعه شده یک محصول جانبی از برخی افکار هستند. این افکار یک زیرشاخه از احساسات خاصی هستند و از یک زمان خاص و براساس یک نیاز کلیدی نشات می‌گیرند. در این نقطه از زمان، توسعه‌ی اپلیکیشن موبایل بر لایه‌‌ی سطحی رفتار متمرکز است. با توجه به این که در حال حاضر از داده‌ها برای پیش‌بینی رفتار استفاده می‌شود و یک روش ادراکی در پیش گرفته نمی‌شود فراتر رفتن از رفتار چالشی بزرگ محسوب می‌شود. نیازها برای ذهن آگاه یک فرد کاملا آشکار نیستند اما وقتی یک نیاز برآورده شود منجر به شعف و شادمانی خواهد شد. این کار، ماهیت سرویس را از فراهم نمودن رضایت مشتری به خوشحال کردن مشتری ارتقا می‌دهد.

آینده

مطالعه‌‌ی رفتاری باید به راه خود در تبدیل شدن به بخشی از توسعه‌های موبایل ادامه دهد اما باید در حوزه‌ی این واقعیت که زیرمجموعه‌ای از افکار خاصی است که به نوبه‌ی خود از نتیجه‌ی برخی از احساساتی که زیرمجموعه‌ای از نیازها است نشات می‌گیرد جای بگیرد. با نگاه کردن به مثال‌هایی که قبلا گفتیم ما فردی را پیدا می‌کنیم که به دنبال پروازهایی برای تاریخی که نزدیک‌تر به یک آخر هفته‌‌ی طولانی است می‌گردد. این می‌تواند یک تعطیلات رسمی یا بازدید از خانه‌اش باشد که می‌توان با استفاده از تاریخچه‌ی سفرهای قبلی، سن و سایر اطلاعات به آن دست پیدا کرد. با استفاده از یک پرسش‌‌نامه‌ی کوچک می‌توان هدف واقعی او را ارزیابی نمود. اگر ما مشخص کنیم به تعطیلات می‌رود، افکار او حول و حوش مسافرت، خوش‌گذرانی و بازدید از مکان‌های مشهور و معروف و غیره دور می‌زند. او به دنبال این‌ها خواهد بود و حسی از هیجان و بی‌صبری برای آن خواهد داشت. نیاز زیرساختی از شکستن قاعده‌ی همیشگی، استراحت، گذران زمان با خانواده و غیره نشات می‌گیرد. اگر توسعه‌دهنده‌های اپلیکیشن موبایل بتوانند در رندر کردن سرویس و تجربه برروی این مسائل تاکید کنند احتمالا این همان چیزی خواهد بود که سیار بودن را به آینده و شاید فرارتر از آن رهنمون خواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید