دسته بندی: 

12 ماه گذشته شاهد گام‌های قابل توجهی برای PCهای محبوب ما بود اما چه چیزهایی در افق پیش رو قرار دارد؟ ما در این مقاله ضمن بررسی شایعات به شما خواهیم گفت سال آینده چه چیزهایی برای ما به ارمغان می‌آورد،چیزهای جدید کِی از راه می‌رسند و همه‌ی این‌ها ما را به کجا رهنمون خواهند شد. یک امید جدید: پردازنده‌ی جدید Zen از AMD امپراطوری اینتل را هدف گرفته است.

ما قبلا پردازنده‌ی جدید Zen از AMD را امید تازه‌ای برای این کمپانی بیان کرده بودیم تا آخرین شانس خود برای ادامه‌ی حیات را از این طریق کسب نماید. و حالا که به سال 2017 نگاه می‌کنیم Zen بالاخره از راه رسیده و باید اشاره کنیم واقعا یک چیز فوق‌العاده است. این اساسا بدین علت است که رقابت به اوج خود رسیده و از زمانی که AMD ساختار شکست خورده‌ی Bulldozer را در سال 2011 عرضه کرد اینتل هیچ رقیبی در بازار پردازنده‌ی PC نداشته است. تبعات این موضوع، توقف افزایش کارآیی در پردازنده‌ی PC بوده است. پردازنده‌های اینتل آیتم‌های چهارهسته‌ای بوده‌اند و طی پنج سال گذشته فقط از منظر کارآیی عادی و سنتی پردازنده افزایش ارتقای اندکی پشت سر گذاشته‌اند. ما امیدواریم AMD بتواند یک بمب بزرگ و قدرتمند را با عرضه‌ی Zen در این آشفته بازار منفجر نماید. خبرهای خوب این است که برای خوش‌بینی دلایل بسیار زیادی داریم. AMD درباره‌ی خطاهای Bulldozer بسیار باز عمل کرده است. بنابراین، با ساختار مدولار و رادیکال Bulldozer خداحافظی کنید. Zen دوباره به هسته‌هایی که وظائف سنگینی را انجام می‌دهند برگشته است که هر یک از مجموعه‌ی کاملی از منابع مخصوص به خودشان برای خُرد کردن حداکثر دستورالعمل‌های ممکن در هر سیکل ساعت برخودار هستند. Zen در عین حال multithreading مداوم و پیوسته را درون خود جای داده که بدین معنا است که هر هسته می‌تواند دو thread را به طور موازی پردازش نماید. آیا برای‌تان آشنا به نظر می‌رسد؟ این دقیقا مثل یک چیپ مدرن از اینتل است. هدف AMD با Zen، افزایش تعداد دستورالعمل‌هایی است که ساختار می‌تواند در هر سیکل ساعت پردازش نماید-بدین معنا که IPC در مقایسه با هسته‌های فعلی AMD 40 درصد بیش‌تر است و این کار را بدون افزایش مصرف پاور برای هر سیکل به انجام می‌رساند. خوب به نظر می‌رسد اما آیا Zen چنین چیزی را تحویل خواهد داد؟ AMD یک چیپ هشت هسته‌ای Zen را که بر یک چیپ هشت هسته‌ای اینتل برتری دارد به نمایش گذاشته بود. همچنین، مغز پُشت Zen نیز Jim Keller است. همین مرد بود که در سال 2003 ساختار Hammer از AMD را در اختیار ما گذاشت. باز هم شایعاتی که اخیرا بر سر زبان‌ها افتاده بیان می‌کنند یک Zen هشت هسته‌ای کارآیی بیش‌تری از یک پردازنده‌ی شش هسته‌ای اینتل ارائه می‌کند. به هر روی، پنداشته می‌شود که AMD کار را با فقط یک die پردازنده‌ی Zen برای دسک‌تاپ‌ها آغاز می‌کند، یک طراحی هشت هسته‌ای به نام Summit Ridge. اگر AMD واقعا یک چیپ هشت هسته‌ای را به فضایی مشابه چیپ‌های چهارهسته‌ای فعلی اینتل تزریق نماید این واقعا یک انقلاب خواهد بود.

پلتفرمی برای موفقیت

فقدان پشتیبانی محلی از اینترکانکت‌های مدرن پهن باند و ذخیره‌سازی به شدت به چشم می‌خورد و آشکار است. این موضوع را به شکل دیگری بیان می‌کنیم: حتی اگر ساختار پردازنده‌ی جدید Zen از AMD به تعهدات خود عمل نماید این تنها نیمی از کاری است که انجام گرفته. AMD به پلتفرم‌های جدید هم نیاز خواهد داشت. درنتیجه یک خوش‌آمدگویی گرم برای AM4، که سوکت جدید AMD است و چیپ‌ست‌های X370, B350 و A320 در راه است. AM4 از حافظه‌ی سیستمی DDR4 نیز پشتیبانی خواهد کرد. اما هیجان واقعی در جای دیگری نهفته است. به نظر می‌رسد پلتفرم‌های جدید همه چیز را تحت پوشش قرار داده‌اند: وقتی به مطبوعات مراجعه می‌کنیم به نظر می‌رسد هنوز چیزی به طور رسمی اعلام  نشده اما براساس اسناد درز شده به بیرون ذخیره‌سازی NVMe و M.2، به علاوه‌ی پشتیبانی محلی از USB 3.1 نسل دوم و PCI Express 3.0 در این مجموعه حضور دارند. چیپ‌ست صدر لیست X370 است. این چیپ‌ست درگاه‌های dual x16 PCI Express 3.0 را برای عملکرد چند GPU در خود جای داده است. X370 در عین حال از دامنه‌ی وسیعی از ویژگی‌های overclocking برخوردار است. به جز این، نکته‌ی بزرگ دیگری وجود ندارد. ما اساسا امیدواریم که PCI Express 3.0 lanes سنتی برای فراهم نمودن امکان استفاده از کارت‌های گرافیکی دوتایی و همچنین یک PCIe SSD سرعت بالا در دسترس قرار گیرند. دلیلی برای باور این مسئله وجود دارد و همان‌گونه که اطلاعات و اسناد درز شده درباره‌ی چیپ‌ست متوسط B350 نشان می‌دهند، این چیپ‌ست با پشتیبانی از دو درایو PCIe عرضه خواهد شد، اگرچه تعداد واقعی laneهایی که در دسترس هر درایو قرار دارد روشن نیست. همه‌ی این‌ها جذاب به نظر می‌رسند و دقیقا همان چیزی است که AMD برای تکمیل کردن نسل بعدی چیپ‌ست‌های خود به آن نیاز دارد. همه‌ی نشانه‌ها حاکی از این است که Zen و پلتفرم‌های پشتیبانی کننده از آن در اوایل سال 2017 معرفی خواهند شد بنابراین امیدواریم اینتل نهایتا با نبردی از سوی رقیب دیرین خود روبرو شود.

پردازنده‌های سردرگم‌کننده‌ی جدید اینتل: بالاخره یک پردازنده‌ی شش هسته‌ای جریان اصلی از اینتل را خواهیم دید؟

Tick-Tock مرده است. زنده باد پردازش، ساختار، بهینه‌سازی. حالا دیگر بر کسی پوشیده نیست که کل صنعت ساخت و تولید چیپ برای دنبال کردن قانون مور با مشکل روبرو است به همین علت اینتل استراتژی Tick-Tock را وا نهاده و در کنار آن هر سال تعهداتی درباره‌ی die-shrink پردازنده‌های خود اعلام می‌کند. هرچند، نکته‌ای که شگفتی اندکی برمی‌انگیزد شایعاتی است که بیان می‌کند یک ساختار 14 نانومتری به دنبال پردازنده‌ی Kaby Lake که تازه همین اواخر عرضه شد خواهد آمد. البته اولین خانواده‌ی 14 نانومتری، Broadwell بود که Skylake را به دنبال خود آورد که به نوبه‌ی خود باعث تولید Kaby Lake شد. اما جدیدترین اطلاعات درز شده درباره‌ی نقشه‌ی راه پردازنده‌های اینتل ظهور یک خانواده‌ی ناشناخته از چیپ‌ها با عنوان Coffee Lake را نشان می‌دهد. هیچ چیز قطعی نیست اما نشانه‌ها حاکی از آن است که Coffee Lake به شکل 14 نانومتری ساخته خواهد شد. این خودش یک شگفتی است اما توسعه‌ی اصلی، اضافه شدن مدل Coffee Lake شش هسته‌ای برای سوکت‌های جریان اصلی است. اگر این دُرُست باشد، اولین چیپ شش هسته‌ای جریان اصلی اینتل برای PCهای دسک‌تاپ خواهد بود. چیپ شش هسته‌ای در عین حال راه خود را به PCهای لپ‌تاپ نیز پیدا خواهد کرد. Coffee Lake با نزدیک شدن معرفی ساختار Zen از AMD همزمان شده است. به نظر می‌رسد Zen از قبل بر بازار پردازنده تاثیر داشته است. یک پردازنده‌ی شش هسته‌ای جریان اصلی از اینتل مدت‌ها است به تعویق افتاده و تقریبا روشن است که قبلا نیز رخ نداده است زیرا AMD طی پنج سال گذشته هیچ فشاری بر اینتل وارد نکرده است. Coffee Lake قرار است در سال 2018، و اندکی پس از عرضه‌ی اولین چیپ 10 نانومتری از اینتل به نام Cannon Lake که برای اواخر سال 2017 در نظر گرفته شده است، و فقط برای PCهای موبایل عرضه شود. یک تغییر بزرگ در Cannon Lake، گنجاندن چیپ PCH درون die پردازنده است که Cannon Lake را کمابیش به یک SoC یا System-on-a-Chip تمام و کمال بدل می‌سازد. این کار از منظر PC و به لحاظ مصرف پاور و بسته‌بندی بسیار جالب توجه است. این باید باعث ظهور طراحی‌های فوق‌العاده بی‌نظیری از منظر فشردگی گردد و کارآیی واقعی دسک‌تاپ را بیش از پیش در طراحی‌های کوچک‌تر جای دهد. به جز این، چیزهای اندکی درباره‌ی Cannon Lake یا البته نمونه‌های 10 نانومتری بعد از آن، Ice Lake، و چیپ‌های هشت هسته‌ای Cannon Lake وجود دارد اما این مرحله‌ای است که به شدت باید به آن توجه نشان داد. با در نظر گرفتن این که Cannon Lake یک die کوچک‌تر از Kaby Lake است، شاید Ice Lake باشد که ممکن است بتوانید نوآوری‌های عمده‌ای در زمینه‌ی ساختاری از آن انتظار داشته باشید. اما با در نظر گرفتن دشواری‌های نقشه‌ی راه اینتل، نمی‌توانیم طی یک تا سه سال آینده اطمینان خاطر داشته باشیم یا حکمی صادر کنیم.

اَبَرچیپ‌های نسل بعدی اینتل

چیپ‌های Kaby Lake اینتل حالا به دو شکل موبایل و دسک‌تاپ عرضه می‌شوند که بدین معنا است که پلتفرم سطح بالای اینتل از منظر ساختاری خود را در موقعیت غریبی قرار داده است. در حال حاضر خط تولید Core i7 Extreme Edition شامل هیولای 10 هسته‌ای i7-6950X براساس ساختار Broadwell-E ساخته می‌شود. با در نظر گرفتن این موضوع، اینتل خود را آماده‌ی دو برابر کردن مجموعه‌ی دسک‌تاپ سطح بالا در سال 2017 می‌کند. به نظر می‌رسد هر دو چیپ Skylake-X و Kaby Lake-X آماده‌ی عرضه هستند. Skylake-X پسرهای بد دامنه‌ی چیپ‌های سال 2017 اینتل خواهند بود و با شش، هشت یا 10 هسته و TDPهایی تا حداکثر 140 وات عرضه می‌شوند. چیپ‌های Sky Lake-X نیز تا حداکثر 44 PCI Express 3.0 lanes برای برخورداری از قابلیت‌های عظیم I/O در کنار یک کنترولر حافظه‌ی چهار کاناله خواهند داشت. اینتل از قبل یک پردازنده‌ی 10 هسته ای معرفی کرده بود بنابراین باید دید که آیا SkyLake-X از منظر کارآیی خام گام بزرگی به جلو خواهد بود یا نه. ضمنا Kaby Lake-X فقط به چهار هسته، 16 PCI Epress lane و یک کنترولر حافظه‌ی دو کاناله محدود خواهد بود. اگر این مثل یک گام رو به عقب به نظر می‌رسد، بهترین حدس ما این است که SKUهای Kaby Lake ممکن است پاسخی به پردازنده‌های Zen جدید AMD باشند. AMD دامنه‌ی کاملی از پردازنده‌های سنتی Zen را بدون گرافیک‌های مجتمع عرضه خواهد نمود و Kaby Lake-X می‌تواند تلاشی مبنی بر پایان عرضه‌ی Zen سطح پائین باشد. هر دوی این خانواده‌ی جدید پردازنده‌ها از اینتل درون سوکت جدید LGA2066 جای می‌گیرند و با پلتفرم‌های LGA2011 جاری و چیپ‌ست‌ها سازگار نخواهند بود. به دنبال آن، یک پلتفرم و چیپ‌ست جدید با کُد Basin Falls-X نیز از راه خواهد رسید. نکات برجسته‌ی آن شامل پشتیبانی از 10 درگاه USB 3.0 و تا حداکثر 24 لین برای ذخیره‌سازی PCI Express خواهد بود.

Pixel Puncherهای Team Red

2016 سال انقلاب گرافیکی بوده است. ما درنهایت تکنولوژی 28 نانومتری را به 16 و 14 نانومتر کاهش دادیم. Team Red و Team Green هر دو به پیروزی‌های بزرگی دست پیدا کردند و کارآیی هر وات به واسطه‌ی سایز جدید ترانزیستور افزایش پیدا کرد. اما آدم‌های AMD تختی پُر از گل سرخ را تجربه نکردند. AMD با ورود زود هنگام به میدان نبرد متوسط‌ها بازار را از دست رقیب سبز خود گرفت اما هفت ماه بعد از عرضه‌ی Polaris و RX480، ما هنوز هم چیزی از AMD ندیده‌ایم که بتواند این کمپانی را در این نبرد پیروز کند. Nvidia کماکان پیروز میدان و با GeForce GTX 1080 و 1070 در این میدان مسلط است و به هر شکلی که دوست داشته باشد می‌تواند قیمت را تعیین نماید. ولی ما به کجا می‌رویم؟ پاسخ در Vega نهفته است. شایعات متعددی درباره‌ی این کارت وجود دارد اما همه‌ی چیزی که مطمئنا می‌دانیم این است که در سه ماهه‌ی اول سال 2017 عرضه خواهد شد. با احتمال نمایش آن در CES، وقتی در حال خواندن این مطلب هستید، باید تا به حال معرفی شده بود. ما انتظار داریم این ساختار جدید GPU هنوز هم براساس فرآیند 14 نانومتری FinFET از GlobalFoundries ساخته شود و در مقایسه با RX470 از دو برابر یونیت محاسباتی بیش‌تر و 4096 هسته برخوردارباشد. از نظر حافظه‌، به شکل گسترده‌ای باور همه‌گان بر این است که این کارت‌ها باید با HBM 2.0 عرضه شوند و تاخیر آن به واسطه‌ی تلاش AMD برای برطرف کردن باگ‌های فرآیند تولیدی بوده است. با 16GB HBM 2.0 می‌توانیم انتظار داشته باشیم کل پهنای باند آن چیزی در حدود 512GB/s باشد. در کنار Vega 10، ما انتظار واریاسیونی از این ساختار جدید که Vega 11 شناخته می‌شود را می‌کشیم. این باید جانشین معنوی RX 480 و چیپ Polaris اصلی باشد. براساس ساختاری مشابه با Vega 10، ما انتظار داریم با حدود 30 درصد سایه‌زن‌های کم‌تر و هسته‌های محاسباتی عرضه شود و شاید حتی از حافظه‌ی HBM 1.0 و GDDR5 استفاده نماید و TDP آن کم‌تر از 75 وات در پائین‌ترین سمت این طیف باشد. این احتمالا با انتقال ساختار Polaris به سمت پائین همراه خواهد شد.

با توجه به اعلام عمومی زمان‌بندی محصولات از سوی AMD و Nvidia، می‌توانیم به چند نکته‌ای که اطمینان داریم طی چند سال آینده رخ خواهد داد اشاره کنیم. ما می‌دانیم که Vega 10 و Vega 11 باید در سال 2017 عرضه شوند و به دنبال آن سایز ترانزیستور AMD از 14 نانومتر به 7 نانومتر کاهش پیدا خواهد کرد و این کار به لطف کمک GlobalFoundries انجام خواهد گرفت. این یعنی می‌توانیم فقط در عرض دو سال انتظار دیدن یک کارت دوهسته‌ای 7 نانومتری را داشته باشیم. Vega 20 باید به همراه یک حافظه‌ی استثنایی 32GB و HBM 2.0 برای دستیابی به پهنای باند حافظه‌ی 1TB/s و 8192 هسته‌ی سایه‌زن عرضه شود که همه‌ی این‌ها حقیقتا به شکل ترسناکی بزرگ و عظیم است. این حدود 9 برابر ترانزیستورهای بیش‌تر از چیزی که در یک RX 470 پیدا می‌کند و معادل 45.6 میلیارد برروی یک GPU واحد است. Vega 20 چیز دیوانه‌کننده‌ای به نظر می‌رسد و برای الان فقط در حد شایعه است. اما وقتی همگامی با اهداف GlobalFoundries در سال 2018 و این واقعیت که AMD ساختار جدید Navi خود را در سال 2019 عرضه خواهد کرد در نظر بگیرید، انتظار این که Team red یک نمونه‌ی تستی 7 نانوموتری و دوهسته‌ای را قبل از این که ساختار جدید را به طور همزمان در صدر بازار قرار دهد ارائه نماید به شدت منطقی جلوه می‌کند.

معمای حافظه

پس از عرضه‌ی bonanza در سال قبل با GDDR5X و HBM که آن را وارد بازار کرد، و تقویت جایگاه DDR4 در چیپ‌ست‌های Z170/B150، به نظر می‌رسد چیزهای اندکی در حوزه‌ی حافظه رخ دهد. DDR4 هنوز هم در پلتفرم‌های جریان اصلی و پشتیبانی Summit Ridge و Kaby Lake از آن جایگاه مستحکمی دارد. در حالی که بدون شک، فرکانس‌ها به افزایش ادامه می دهند و در کنار کاهش هزینه‌ برای هر گیگابایت، یک تغییر انقلابی بعید به نظر می‌رسد. چهار کاناله هنوز هم محدود به واریاسیون‌های HEDT خواهد بود و Skylake-X استاندارد غول‌آسای پهنای باند را حفظ خواهد کرد. از سوی دیگر HBM 2.0 واقعا قاعده‌ی بازی را تغییر می‌دهد. طی سال گذشته، ما توسعه‌دهنده‌های بازی را دیده‌ایم که از فریم بافرهای بزرگ‌تر و پهنای باند سریع‌تر مزایای بسیار زیادی کسب کردند.متاسفانه، HBM 1.0 هنوز یک استاندارد ناقص است و فقط می‌تواند از حداکثر 4GB VRAM در پهنای باند کلی 512GB/s پشتیبانی نماید. HBM 2.0 به دنبال بهبود این وضعیت است و برروی هر پُشته 4GB VRAM@256GB/s را امکان‌پذیر می‌سازد و 16GB را در یک پهنای باند تلفیق شده‌ی 1024GB/s فراهم می‌سازد.

زندگی بعد از Pascal: ساخت یک فرمول بَرَنده

Nvidia در 2016 سالی استثنایی داشت و این اساسا به واسطه‌ی توانایی ارائه‌ی تکنولوژی پردازش 16 نانومتری محقق شد که آن را در ساختار Pascal خود جای داده بود. ستاره‌ی این نمایش GTX 1080 بود و هنوز هم هست، اگرچه برای کسانی که ذخیره‌ی بانکی کوچک‌تری دارند چیزهایی مثل GTX1070 و GTX 1060 نیز ارتقاهایی واقعی محسوب می‌شوند. ضمنا، در بالاترین سطح، Titan X چیزهای بسیار زیادی برای عرضه کردن دارد و واقعا می‌توانید آن را در فروشگاه‌ها پیدا کنید. اگر به سال 2017 جلو بیائیم، باید شاهد آخرین چیز اضافه شده‌ی منطقی به این خانواده یعنی GTX1080Ti باشیم. شایع است که این کارت بین Titan X و GTX 1080 و با مشخصات و قیمتی که با آن‌ها سازگار است جای می‌گیرد. اما دلیل عدم عرضه‌ی زودتر آن چیست؟ نیازی به آن نبوده است و AMD یک کارت رقیب ندارد تا با GTX 1080 رقابت نماید، بدین معنا که Nvidia قادر بوده روش انتظار و مشاهده را در پیش بگیرد. آیا احتمالا 1080 Ti  پاسخی به یک R9 490X خواهد بود. به غیر از 10GB GDDR5X برروی GeForce GTX 1080 Ti، 60 چندپردازنده‌ی استریمینگ و قیمتی زیر 1000 دلار. ساختار عمده‌ی GPU بعدی از Nvidia از کد Volta استفاده خواهد کرد و ما می‌توانیم اولین GPU مبتنی بر Volta را تا ماه می مشاهده کنیم-انتظار می‌رود این کارت در کنفرانس تکنولوژی کارت‌های گرافیکی عرضه شود. Volta اساسا برای عرضه در سال 2018 با فرآیند تولیدی FinFET در نظر گرفته شده بود اما با توجه به گرفتاری‌های Nvidia و TSMC که با سوئیچ به 16 نانومتر داشتند عجیب نیست که این انتقال به تعویق افتاده است. بنابراین Volta از همان فرآیند 16 نانومتری Pascal استفاده خواهد کرد اما از مزیت چند دستکاری و تغییر بهره‌مند خواهد شد. جزئیات مربوط به آن اندک است ولی ما می‌دانیم Volta از stacked RAM یعنی HBM 2.0 پشتیبانی خواهد کرد. استثنایی که وجود دارد این است که Volta وقتی موضوع محاسبه‌ی غیرمتقارن که DirectX 12 و Vulkan از آن استفاده می‌کنند پیش می‌آید بهتر عمل می‌کند. به رغم این واقعیت که Pascal از نظر تجاری و انتقادی با استقبال بسیار گرمی مواجه شده است وقتی موضوع مسیرهای کُد DX12 مطرح می‌شودAMD هنوز هم بهتر است.

چه چیزی در انتظار واقعیت مجازی است؟

در حالی که HTC Vive و Oculus Rift به اندازه‌ی کافی خوب کار می‌کنند مانع قیمت برای این که آن‌ها بتوانند پرواز بلندی را تجربه کنند کفایت می‌نماید-ما فقط درباره‌ی هدست‌ها حرف نمی‌زنیم زیرا شما در عین حال به یک زیرسیستم گرافیکی قدرتمند نیاز دارید تا یک جفت نمایش‌گر HD را در 90Hz راه اندازی نماید. البته گزارش‌های اخیر فروش نشان می‌دهند که این دو هدست در بازار واقعیت مجازی موقعیت پائینی دارند و Google Cardboard در این زمینه پیشتاز است و PlayStation VR سونی رکوردهای قابل توجهی بر جای گذاشته است. حتی در این صورت نیز، همان‌گونه که خیلی‌ها پیش‌بینی کرده‌اند چالش بزرگ VR به سمت نرم‌افزاری مربوط می‌شود-خلق یک تجربه‌ی واقعیت مجازی باورپذیر می‌تواند به شدت گران باشد و حتی جذاب‌ترین عنوان‌ها نیز از این منظر بسیار اندک بوده یا دوام کمی دارند. ما هنوز هم فکر می‌کنیم فضای بسیار زیادی برای تجربیاتی به غیر از غیر بازی‌ها وجود دارد اما بدون مبنای کاربری قابل توجه به این زودی‌ها نمی‌توانیم شاهد تجربیات جدید و رادیکال در این حوزه باشیم. شاید پیشنهادهای سونی بتواند زنگ‌ها را به صدا در آورد اما هنوز هم مجبوریم منتظر بمانیم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد. چیزی که می‌توانیم انتظارش را در سال 2017 داشته باشیم رشد و رونق هدست‌های واقعیت مجازی است، چیزی که بخشی از آن به ورود مایکروسافت به این بازار مربوط می‌شود. علاقه و توجه مایکروسافت به هدست‌های واقعیت مجازی برای ویندوز 10 گامی رو به جلو برای گرایش به سمت تکنولوژی HoloLens این کمپانی است. هدست‌هایی که انتظارشان را داریم از HP, Lenovo, Dell, Acer و Asus‌ با قیمت‌هایی که از 299 دلار شروع می‌شود هستند. درواقع این قیمت‌گذاری به تنهایی می‌تواند باعث ورود هدست‌های واقعیت مجازی به خانه‌ها شود و سپس مطمئنا شاهد معرفی و عرضه‌ی عناوین زیادی خواهیم بود.

تکنولوژی عالی اینتل برای SSD: آیا درایوهای Optane بالاخره در 2017 از راه خواهند رسید؟

یک بمب برای بازار درایوهای حالت جامد یا SSD در راه است. این چیزی بود که سال گذشته بیان کردیم. اما هرگز رخ نداد. لااقل نه به اندازه‌ای که امیدوار بودیم. اگر بخواهیم آن را به روش دیگری بیان کنیم باید بگوئیم تکنولوژی حافظه‌ی اینتل و Micron 3D XPoint که Optan شناخته می‌شود وقتی به SSDها اِعمال شد هرگز جامه‌ی عمل نپوشید. البته 3D XPoint یک نوع جدید و رادیکال تکنولوژی حافظه است نه یک توسعه‌ی تصاعدی، بنابراین اصلا متعجب‌کننده نیست که ورود آن به بازار در زمان مورد نظر اتفاق نیفتاد. اما قبل از این که ببینیم در سال 2017 با چه چیزهایی روبرو خواهیم شد بهتر است بگوئیم چرا تا این حد هیجان‌زده هستیم. 3D XPoint یک تکنولوژی حافظه‌ی غیرفّرار است که مدعی است 1000 برابر سریع‌تر 1000 برابر قدرتمندتر و 10 برابر چگال تر از NAND flash سنتی که در SSDهای فعلی پیدا می‌شود است. این‌ها همه اعدادی عظیم هستند اما چگونه کار می‌کند؟ برخلاف NAND flash، که از سلول‌های حافظه‌ی متشکل از درگاه‌هایی که الکترون‌ها در آن به دام می‌افتند تشکیل می‌شود، 3D XPoint از مقاومت الکتریکی برای ذخیره‌سازی داده‌ها استفاده می‌کند. هر سلول بیت‌های دیتای خود را از طریق یک تغییر نرم در مقاومت هدایت‌گر ماده‌ی سلول ذخیره می‌کند. یکی از مزایای این روش این است که به یک ترانزیستور نیاز ندارد و این یعنی هر سلول می‌تواند کوچک‌تر باشد و بدین ترتیب می‌توان چیزهای بیش‌تری برروی ناحیه‌ی خاصی از چیپ حافظه قرار داد. این به معنای چگالی‌های بالاتر و ذخیره‌سازی بیش‌تر است.

تفاوت عمده‌ی دیگر به این واقعیت مربوط می‌شود که سلول‌های حافظه‌ی 3D XPoint در سطح بیت قابل آدرس‌دهی هستند. این یک تغییر عمده در مقایسه با NAND محسوب می‌شود که کل بلوک‌های حافظه که معمولا 16KB است باید برای ذخیره‌سازی تنها یک بیت دیتا برنامه‌ریزی شوند. تبعات این برای NAND flash سیکل‌های زمان‌بَر read-modify-write و نیاز به الگوریتم‌های garbage collection پیچیده است. همه‌ی این‌ها در 3D XPoint از بین رفته است که باید به معنای پیشرفتی عظیم در دسترسی اتفاقی و کارآیی IOPs باشد. البته بخش اعظم این موضوع هنوز تئوریک است. دموهای اولیه کارآیی دسترسی اتفاقی حدود 5 برابر سریع‌تر از یک SSD سطح بالای فعلی را نشان داده‌اند، نه 1000 برابر. اما تصور کنید اگر اینتل یک پردازنده عرضه کرده بود که 5 برابر سریع‌تر است چه می‌شد. تنها نکته‌ای که می‌دانیم این است که اینتل 3D XPoint SSDهای خود را تحت برند Optan خواهد فروخت. بحث‌های زیادی درباره‌ی شکل آن در گرفته است که شامل پیامدهایی که برروی یک کلاس کاملا جدید از حافظه خواهد داشت بوده است. برخی از پیکره‌بندی‌های سیستمی خاص که از یک درایو Optane استفاده می‌کنند از یک کش سلسله مراتب نرم‌افزاری که در آن فضای حافظه‌ی قابل آدرس‌دهی پردازنده تلفیقی از RAM و SSD است پشتیبانی خواهند کرد. اما این تکنولوژی به جای PCهای دسک‌تاپ، ایستگاه‌های کاری با وظائف سنگین را هدف گرفته‌اند. اولین گام اینتل با Optane، بسترهای تست مبتنی بر Optane که برای cloud computing طراحی شده‌اند خواهد بود. اینتل برای تست این تکنولوژی با فیس‌بوک همکاری می‌کند و امکان دارد فیس‌بوک تا حدودی از Optane استفاده کرده باشد. هرچند خبرهای خوب این است که در ابتدا Optane SSDهای عادی وارد بازار خواهند شد. این بدان علت است که استفاده از 3D XPoint به عنوان کَش سیستمی نیاز به خلق یک لایه‌ی abstraction نرم‌افزاری مناسب خواهد داشت. SSDهایی که از Optane استفاده می‌کنند می‌توانند برروی هر PC مدرنی به شکل plug and play مورد استفاده قرار گیرند. تنها سوال این است که همه‌ی این‌ها چه زمانی به واقعیت خواهند پیوست. اگر به میانه‌ی تابستان برگردیم، برخی از نقشه‌های راه اینتل به بیرون درز کردند و نشان ‌دادند تقریبا در اواخر سال 2016 این اتفاق رخ می‌دهد. حالا که در روزهای آخر سال 2016 این مطلب را می‌نویسیم چنین چیزی هنوز جامه‌ی عمل به تن نکرده است. در همین اواخر صحبت‌هایی درباره‌ی عرضه‌ی درایوهای Optane به همراه پردازنده‌های Core نسل هفتم اینتل یعنی Kaby Lake شده بود. اما برای این که فقط همه چیز را بدتر کنیم باید اشاره نمائیم درایوهای Optane به ظرفیت‌های 16 و 32 گیگابایت محدود هستند. به عبارت دیگر، آن‌ها به اندازه‌ای کوچک هستند که درایوهای کَش هستند نه SSDهایی برای ذخیره‌سازی‌های عظیم. Optane هنوز عرضه نشده و روشن نیست این اتفاق چه زمانی رخ خواهد داد یا چه فُرمی خواهد داشت. ما هنوز هم فکر می‌کنیم این یک تکنولوژی برتر خواهد بود که شانس آن هست که 2017 سالی باشد که این درایوها بالاخره از راه می‌رسند.

High Dynamic Change در راه است: چشم‌های خود را آماده‌ی دیدن اسکرین‌های HDR کنید.

خِرَد سنتی می‌گوید تکنولوژی اسکرین معمولا آهسته پیشرفت می‌کند و به ندرت شاهد پیشرفت‌های عظیم تکنولوژیک است. اما این دُرُست نیست و گام‌های تغییر در این حوزه تقریبا از کنترل خارج گشته است و در سال 2017 نیز چیزهای بیش‌تری ارائه خواهد شد. ما قبلا شاهد نوآوری‌های خلاقانه‌ی متعدد و ویژگی‌های زیادی طی 18 ماه گدشته بوده‌ایم. تکنولوژی frame-synching مثل Nvidia G-Sync و AMD Freesync چه می شود؟ یا پانل‌هایی با رفرش بالا که قادر به دستیابی به 144Hz یا بیش‌تر هستند چه؟ یا اسکرین‌های منحنی، aspect ratio فوق عریض، اسکرین‌های 4K و خیلی چیزهای دیگر؟ برای 2017، همه‌ این ویژگی‌ها باید بیش از پیش ارزان شوند. اما خبرهای واقعا بزرگ قرار است در دو شکل از راه برسند. اولی، تکنولوژی HDR یا High Dynamic Range است. به زبان ساده، این بدان معنا است که اسکرین‌ها هم شفاف‌تر و هم تاریک‌تر خواهند بود- آن‌ها در دامنه‌ی وسیع‌تری کار می‌کنند. اگر این برای‌تان اندکی انتزاعی به نظر می‌رسد، در عمل به معنای اسکرین‌هایی با سطوح عجیبی از کیفیات بصری است. بدین ترتیب، حالا که 4K از راه رسیده و میلیون‌ها میلیون پیکسل در اختیار ما قرار داده، HDR باعث می‌شود تا هر یک از این پیکسل‌ها بسیار سخت‌تر کار کنند. HDR یک تکنولوژی است که قبلا برروی بسیاری از تلویزیون‌های HDTV موجود در بازار و با قیمت‌هایی نسبتا قابل تحمل قرار داشته است. البته هیچ چیزی شما را از انتخاب یک HDR HDTV که آن را با استفاده از یکی از جدیدترین GPUهای NVidia یا AMD از طریق HDMI 2.0 اجرا می‌کند متوقف نخواهد کرد. تنها اشکال این است که محتوای HDR، خصوصا بازی‌ها به شدت کمیاب هستند. هنوز هم اگر یک پانل HDR بخرید از مزایا و ویژگی‌هایی نظیر کنتراست بسیار پیشرفته و local backlight dimming بهره‌مند خواهید شد. به همین دلیل، ما در سال 2017 شدیدا چشم به راه اولین مانیتورهای HDR کامپیوتر هستیم. قطعه‌ی دیگر پازل اسکرین‌های سال 2017 تکنولوژی OLED است. رد OLED HDTVها را می‌توان در سال 2016 جست‌و‌جو کرد البته قیمتی بسیار زیاد داشتند و فقط چند لپ‌تاپ OLED در آن سال وارد بازار شدند. ما هنوز هم انتظار نداریم OLED در 2017 متداول شود اما باید به تدریج فراگیر گردد. بنابراین براساس سیکل ارتقای مانیتور خود و صرف‌نظر از این که یک پانل LCD عادی تا چه حد وسوسه‌کننده است، حتی با قابلیت‌های HDR، ممکن است انتظار برای OLEDها ارزشش را داشته باشد.

Netflix 4K به PC وارد می‌شود

تلویزیون‌های 4K حالا فراگیر شده‌اند و از این منظر خرید یک HDTV جدید که 4K نباشد دیوانه‌گی است. به رغم این واقعیت که محتوای 4K اندکی برای تماشا وجود دارد این موضوع دُرُست است. هرچند برای PC، همین منطق قابل اِعمال نیست. لااقل تا حالا چنین چیزی رخ نداده است. این بدان علت است که محتوای 4K کم و اندکی که تا به حال وجود داشته برروی PC قابل دسترس نبوده است. اساسا این بازتاب‌دهنده‌ی مسائل مربوط به DRM و محتوای سرقتی است که به معنای این بوده که تامین‌کننده‌های ویدئوی جریانی نظیر Netflix سرویس استریمینگ 4K خود را برای PC به شدت کاهش داده‌اند. هرچند این می‌تواند با معرفی پردازنده‌های Kaby Lake جدید نسل هفتم Core اینتل که 7000 Series شناخته می‌شوند تغییر پیدا کند. خبرهای عالی این است که ویژگی‌های جدید DRM درون موتور ویدئویی دوبُعدی Kaby Lake گنجانده شده‌اند. براساس گزارش‌ها، این می‌تواند برای متقاعد ساختن Netflix و سایر صاحبان حق و حقوق کافی باشد که PC حالا برای استریمینگ محتوای 4K به اندازه‌ی کافی ایمن است. برای اطمینان، اینتل تائید کرده است که Kaby Lake به طور رسمی می‌تواند از فیلم‌های 4K سونی و سرویس استریمینگ تلویزیونی که Ultra نام دارد در سال 2017 به طور قانونی بهره بگیرد. جنبه‌ی دیگری از Kaby Lake که می‌تواند خرید یک مانیتور 4K را منطقی جلوه دهد به موتور ویدئویی جدید 2D مربوط می‌شود که به طور کامل از شتاب‌دهی سخت‌افزاری برای مهم‌ترین کُدِک‌های ویدئویی یعنی HEVC 10 و VP9 گوگل پشتیبانی می‌نماید. نکته در این‌جا است که یک چیپ Kaby Lake می‌تواند 8 استریم 4K را به شکل موازی دی‌کُد نماید. به عبارت دیگر جفت کردن یک لپ‌تاپ Kaby Lake سبک و باریک با یک مانیتور 4K اکسترنال از منظر ویدئوی 4K منطقی خواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید